تبليغاتX
سادات محترم دشتی




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


سادات محترم دشتی

شناسایی سادات محترم دشتی وشجره نامه آنها

 

« احكام زكات »

 

سؤال (1): شخصى وصيت كرده 350 هزار تومان بابت زكاة تسعه ورد مظالم وزكاة فطره وكفاره تأخير ماه رمضان همه اينها چه يقينى چه گمان چه شك چه احتمال ضعيف به گردن دارد از اول عمر تاسنّ 70 سالگى ، آيا مى تواند بدهد همه را به فرزند فقيرش كه ازدواج كند، چون طبق معمول عروس روستا حدود 400 هزار تومان خرج مى گيرد ، واين مبلغ را فرزند ندارد ونمى تواند تهيه كند ، و آيا مى تواند خودش خرج عروسى فرزندش كند وبه او نگويد ، واگر نمى تواند بدهد ، مى شود بااجازه مجتهد چنين كارى كند يانه ؟

جواب : زكوة تسعه ورد مظالم وزكوه فطره را مى توانيد جهت دامادى فرزندتان كه فقير است بدهيد ، وكفاره تأخير بايد عين طعام باشد وپول مجزى نيست .

سؤال (2): شخصى مقلد مرجعى است كه فتواى او را نمى داند ، يامى داند ولى از مجتهد ديگرى كه شبهه اعلميت در او هست اجازه گرفت كه ردّ مظالم را بپردازد به پسرش براى ازدواج ، آيا در جواز وعدم جواز ردّ مظالم به پسرش بايد فتواى مرجع خود را جويا بشود ؟ در صورت عدم جواز آيا اجازه مجتهد ديگر اثرى دارد يانه ؟

جواب : بااجازه مجتهد مطلق جامع الشرائط مى تواند عمل نمايد ، مگر در صورتى كه مرجع او فتوى بدهد بعدم جواز دادن مظالم بفرزند خود .

سؤال (3): امور حسبيه چه امورى است ؟

جواب : امورى است كه لايرضى الشارع بتركها او تعطيلها .

سؤال (4): آيا در امور حسبيه يعنى مواردى كه شارع راضى نيست اهمال شود مثل ردّ مظالم ، كه ظاهراً مراجع عظام اجازه مجتهد را شرط مى دانند ، اجازه از مرجع خود بايد گرفت يااز هر مرجعى ؟

جواب : از مجتهد مطلق جامع الشرائط مى شود اجازه گرفت وَلَو مرجع تقليد او نباشد .

سؤال (5): كشاورزى 10 هكتار زمين دارد ، 2 هكتار جو وگندم ، 2 هكتار لوبيا

ونخود 2 هكتار افتابگردان و .. باتراكتور اين ده هكتار را شخم زده ، هنگام شخم زمين جو گندم به تراكتور صد هزار تومان خسارت وارد شد ، آيا اين مبلغ از مخارج جو وگندم حساب شود واز منافع كسر كند يابايد تقسيم بر 5 قسمت زمين كند ؟ چون مى داند سبب خسارت تنها اين زمين نبوده بلكه تمام 10 هكتار است ، على فرض تقسيم آيا اگر اول شروع به شخم زمين جو وگندم مى كرد واين ضرر را مى ديد مى توانست از مخارج جو وگندم حساب كند ؟

جواب : چنانچه تدريجاً كاشته شده ودر تمام اين مدت خسارت وارد شده در اين صورت تقسيط بر 5 قسمت مى شود ، واگر اتفاقاً مثلاً در زمين جو كه شخم مى كرد به سنگى مثلاً بر خورد وجزئى از آن شكست وخسارت دفعةً وارد شد ، اين جزء مصارف همان قسمى مى شود كه خسارت در وقت شخم آن تحقق گرفته .

سؤال (6): شخصى زنى را متعه كرده يك ساله ، قرار گذاشت 5 هزار تومان به او بدهد ، واين زن فقير است ، آيا مى شود از بابت كفاره روزه ورد مظالم وزكات فطره وزكات تسعه حساب كرد ، اگر به زن بگويد وخود او هم راضى باشد چطور ؟ اگر زن سيده باشد از سهم سادات مى شود يانه ؟

جواب : از وجوه منطبقه داده كفايت از مهر نمى كند ، حتى اگر زن راضى باشد ،لكن اگر به زن از وجوه منطبقه داد وزن ذمّه اورا ابراء نمود ومهر را بخشيد مانعى ندارد .

سؤال (7): آيا جايز است مظالم عباد را به سادات داد ياخير ؟

جواب : به سادات فقير داده مى شود .

سؤال (8): آيا مى شود مظالم عباد را براى بناء وتعمير مساجد وتعمير حمام عمومى خرج كرد ياخير ؟

جواب : مصرف مظالم مختص بفقراء است .

سؤال (9): اگر كسى وجوه شرعيه را نزد خود نگهدارد در صورتى كه موارد مصرف آن بالفعل موجود است ، شرعاً جايز است ؟

جواب : وجوه شرعيه را بدون مجوز شرعى نبايد تعطيل نمود .

سؤال (10): نگهداشتن وجوه شرعيه به اميد اينكه به فقرائى كه بعداً فقير مى شوند كمك شود وجه شرعى آن چيست ؟

 

جواب : باوجود فقراء فعلى ابقاء وجوه شرعيه براى سال بعد وجهى ندارد .

سؤال (11): شخصى كار مى كند اما مقدارى مقروض است ، آيا مى توان از زكات فطره براى اداى قرض او بدهيم يانه ؟

جواب : چنانچه كارش وافى به مصارف او نباشد ، يا اينكه وافى باشد ولكن قدرت بر اداء دين نداشته باشد مى توانند به او فطريه بدهند .

سؤال (12): تحصيل علم فقه وعلم طب ياعلوم ديگر روز براى دادن زكاة فرق دارد يانه ؟

جواب : چنانچه فعلاً قدرت بر كسب ندارد وفقير است زكاة مى شود به او داد ، ودر تحصيل علم فقه جايز است از زكاة مصرف نمايد ولو قدرت بر كسب داشته باشد ولو از سهم سبيل الله .

سؤال (13): به سبب جهل به مسأله فطره زكاة را براى تعمير مسجد جمع كرديم وكمى هم صرف شد ، در حالى كه در روستاى ما مستحق فطره بودند وهستند ، آيا اين زكاة فطره در تعمير مسجد صرف شود جايز است ياخير ؟ آن مبلغى كه صرف شده چطور؟ در آينده اگر جمع شود اجازه تصرف مى فرمائيد ؟

جواب : اقوى آنست كه مصرف فطره ، مصرف زكاة اموال است واحوط استحبابى آنست كه بخصوص فقراء صرف شود ، مسأله 2021 در توضيح المسائل ما مراجعه نمائيد .

سؤال (14): زكات فطره را سيد وغير سيد مى توانند استفاده كنند ؟

جواب : زكواة فطره غير سيد به سيد داده نمى شود ، ورجوع به مسأله 2022 زكوة فطره نمائيد .

سؤال (15): اگر معيل بعض شرائط وجوب زكاة فطره را (مثل عدم اغماء) دارا نباشد ، آيا زكاة فطره كسانى كه نان خور او هستند بر او واجبست ؟ يابر خود آنها باتوفر شروط ؟

جواب : در فرض سؤال زكاة فطره بر هيچ كدام واجب نيست ، ولى احتياط در اينكه خود آنها زكاة بدهند ترك نشود .

سؤال (16): زكاة فطره چه وقت بر مهمان واجبست ؟ آيا بعد از مغرب ياقبل از

مغرب ؟

جواب : مراجعه كنيد به باب زكاة فطره مسأله 2002 به بعد .

سؤال (17): اگر مرد غير هاشمى ، فقير باشد ، ولى زوجه هاشميه است ، آيا جايز است زكاة به هاشميه داده شود ؟

جواب : مرد غير هاشمى اگر فقير است جايز است فطره بگيرد وبعد از تمليك براى عائله خود خرج كند خواه هاشميه باشد يانباشد .

سؤال (18): آيا جايز است باپول رد مظالم وامثال آن لوازم پزشكى خريد براى بيمارستان ، كه بيماران گوناگون در آن معالجه ميشوند از مؤمنين ومخالفين وكفار وفقير وغنى ؟ وآيا ممكن است وكالت دهيد به صاحب پول كه دستگردان كند وكالةً از شما باخود ، تالوازم مذكور را خريدارى كند ؟ واگر جواب منفى است ، آيا از مال شخصى خود جايز است تبرع كند در اين مورد واعانه بر اثم نيست ؟

جواب : اما اگر تبرع كند كه احسان كرده واحسان به هم نوع نيكو وپسنديده است خواه مؤمن باشد يامنافق وكافر وخواه فقير باشد ياغنى ، اما حقوق شرعى كه سهم سادات بايد به سيد فقير داده شود ، واما مظالم بايد به فقراء شيعه پرداخت شود ، واما سهم امام (عليه السلام)كه در هر قضيه اى نيازمند اجازه ويژه از مجتهد جامع الشرائط است ، وما نمى توانيم وكالت مطلق بدهيم .

سؤال (19): اگر كسى نان خور مؤسسه ياشوراى نظار باشد ، آيا زكاة فطره برخودش واجب است بپردازد يابر مؤسسه ؟

جواب : چنانچه اجير آنهاست زكاة فطره بر خودش واجب است ومالى كه به او مى دهند به عنوان اجرت است باتوفر ساير شروط .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 7 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

http://www.yazahra.net/far/index.php
نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 7 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

احكام خمس‏ - سهم سادات و انتساب به آنان‏

س 1009: مادر من از سادات است، لطف فرموده امور ذيل را بيان فرمائيد:
1 - آيا من هم از سادات محسوب مى‏شوم؟
2 - آيا فرزندان من هر چقدر پائين روند، از سادات شمرده مى‏شوند؟
3 - بين كسى كه از طرف پدر سيد است و كسى كه از طرف مادر سيد است، چه تفاوتى وجود دارد؟

گرچه منتسبين به پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» از طرف مادر هم از اولاد رسول اكرم «صلى الله عليه و آله» محسوب مى‏شوند، ولى ملاك ترتب آثار و احكام شرعى سيادت، انتساب از طرف پدر است.

س 1010: آيا فرزندان عباس بن على بن ابى طالب عليهم السلام احكام ساير سادات را دارند، مثلا آيا طلبه علوم دينى كه منسوب به اين خانواده است، مى‏تواند ملبس به لباس سادات شود؟ آيا اولاد عقيل بن ابى طالب هم اين حكم را دارند؟

كسى كه از طرف پدر به عباس بن على بن ابى طالب «عليهم السلام» منسوب است، سيد علوى مى‏باشد و همه سادات علوى و عقيلى، هاشمى هستند و حق استفاده از مزاياى خاص سادات هاشمى را دارند.

س 1011: به تازگى به سند شخصى يكى از فرزندان عموى پدرم دست يافته‏ام كه در آن اسم صاحب سند شخصى با عنوان سيد ذكر شده، بنابراين و با توجه به اينكه در ميان فاميل مشهور است كه ما از سادات هستيم و با قرينه بودن دليلى كه اخيرا به آن دست يافته‏ام، خواهشمندم نظر مبارك خود را راجع به سيادت من بيان فرمائيد.

صرف ذكر عنوان سيّد در سندى كه به نام يكى از اقوام نسبى شماست، حجت شرعى بر سيادت شما محسوب نمى‏شود، و تا زمانى كه سيادت خود را با اطمينان يا با استناد به دليل شرعى احراز نكرده‏ايد، احكام و آثار شرعى سيادت بر شما مترتب نمى‏شود.

س 1012: كودكى را به فرزندى پذيرفته و نام او را على گذاشته‏ام و براى گرفتن شناسنامه به اداره ثبت احوال مراجعه كردم و در آنجا براى فرزند خوانده‏ام لقب سيد گذاشتند، ولى من به علت خوف از جدم رسول الله «صلى الله عليه و آله» آن را نپذيرفتم و در حال حاضر مردد هستم بين اينكه فرزند خواندگى آن طفل را رد كنم و يا اينكه مرتكب معصيت قبول سيادت كسى شوم كه سيد نيست، كداميك از دو راه را انتخاب كنم؟ اميدوارم مرا راهنمائى فرمائيد.

بر فرزند خواندگى آثار شرعى بنوّت مترتب نمى‏شود، و كسى هم كه از طرف پدر واقعى اش سيّد نيست، آثار و احكام سيادت را ندارد، ولى به هر حال نگهدارى كودك بى سرپرست شرعا عمل بسيار خوب و پسنديده‏اى است.

نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 7 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سلام علیک

بنده می خوام راجع به سادات میانخره مطالبی بنویسم محبت کنید راجع به سادات میانخره کسی مطلبی دارد به آدرس نویسنده ایمیل کند متشکر م

نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سلام علیک

فرارسیدن ماه قران وماه مغفرت را بر عموم مسلمانان خاصه بر   شیعیان ودوستداران امام زمان

تبریک عرض می کنم انشاء الله خدواند توفیق عمل به اوامرش را  به   ما عنایت بفرماید

نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سید بهرام نظامی (آبهروم آعلی آنظوم)به علت عارضه قلبی در بیمارستان تامین اجتماعی بوشهر بستری است وضع ایشان رضایت بخش است

سید مرتضی محمدی باغکی ایشان الان بیشتر از یک ماه است به علت بیماری مغزی در بیمارستان حضرت فاطمه زهراء بستری است وضع مزاجی آن به نقل از بچه هایش رضایتمنده

خدا او را شفا دهد همه برای او دعا کنند

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سلام علیک

از مرحوم سید علی نقی۴ پسر و  دو دختر باقی ماند

مرحوم سید عبد الباقی۲-مرحوم حاج سید احمد۳-مرحوم سید محمد-۴مرحوم سید مجید

دخترها ۱-بی بی رباب مادر مرحوم سید عبدالحمید رکنی دواسی

          ۲-بی بی عذرا همسر حاج سید عبد المطلب رکنی

از سید عبد الباقی از زن اولش که بی بی سکینه آنظوم است حاج سید علی اصغر لطیفی و بی بی زبیده که زن مرحوم حاج سید محمد بوالخیری است

از زن دوم مرحوم سید عبد الباقی۱- سید علی اکبر۲-سید باقر۳- سید حسن ۴-سید رضا علی

۵- بی بی زینب ۶- بی بی رباب ۷- بی بی سکینه ۸-بی بی حوریه

از مرحوم حاج سید احمد-۱ سید علی نقی ۲- سید رضا علی -۳بی بی حوریه خانم همسر مرحوم حاج سید محمد علی حسینی آموسی جائینکی -۵بی بی زلیخا که همسر حاج سید یوسف ابطحی برادر مرحوم حاج سید موسی ابحطی است

از بی بی رباب که دختر مرحوم آسید علی نقی ۱- سید عبد الحمید رکنی ۲- سید حاجی۳- بی بی مکیه همسر مرحوم آقاسی آبهروم ۴- بی بی فاطمه همسر سید غلامحسین محمدی

-۵-بی بی حلیمه همسر مرحوم آسید ابوالقاسم دشتی حسینی از سادات باغک

از مرحوم سید محمد آلنقی همسر آن بی بی شریفه هیچ اولادی نیست

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 11 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سلام علیکم

دوست داشتم راجع به سادات کاکی مطلبی داشته باشم محبت کنید هر کسی در باره سادات کاکی مطلبی دارد برای اینجانب بفرستی ممنون می شیم

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 10 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

راستی سادات دشتی گروهی از آنها که از نوادگان شاه فرج الله یا امیر دیوان هستند از ناحیه شیراز به منطقه آمده اند در خود خورموج سکنی م یگزینند وبعد از به بی مهری هایی که به آن سادات می شود از خورموج به مکانهایی کوچ می کنند از جمله روستای درازی که دو باره از همان جا به روستا های اطراف مثل میانخره وچارک وچاووشی هجرت می کنند بعد چند سال دیگر اندکی از به خطه ساحلی تنگستان می روندمرحوم-۱ -حاج سید احمد ابطحی به بندر رستمی۲- سید محمد حسین پدر بزرگ مرحوم حاجسید محمدی به روستای بوالخیر می روند۳-روستای خورشهاب آقای سید یوسف ابطحی  که این دو ابطحی ها از برادران مرحوم حاج سید موسی ابطحی هستند۴- مرحوم ابایی پدر مرحوم سید اسد الله لطیفی پدر شهید سید حسین لطیفی روستای سالم آباد۵- سید عبدالله حسینی بنجوییروستای بنجو

همه اینها برا یارشاد وترویج دین جدشان راهی این خطه شدند وتا هنوز هم مردم منطقه از وجودشاناستفاده می کنند

خدا وند سایه همه سادات را بر ما مستدام کناد

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سلام علیک

مرحوم حاج سید محمد محمدی فرزند سید عب دالله در بندر بوالخیر متولد شد

ایشان مکتب را در آنجا گذراند ولی از لحاظ سواد هیچ مدرسه ای به خود ندید

بدلیل اینکه ایشان در عنفوان جوانی پدر خود را از دست داد ومجبور شد اداره

زندگی را خود به عهده بگیرد .ایشان دو برادر ودو خواهر داشتند 

ایشان مکتب نرفته بود ولی با این وجود دارای سواد کتابی بالا وخطیب برازنده

بود که همه اهالی منطقه هنوز طنین صدای او را در گوش دارند

یادش بخیر

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

   

سیدمحمد حسن نبوی

سید محمد حسن نبوی فرزند سید محمد صادق از علماء و شعرای برجسته جنوب است که در سال 1304 در روستای چاووشی دشتی متولد شد چون پدرش به سمت نماینده فرهنگ و معلم وقت کنگان منصوب شده بود در آنجا تحصیلات ابتدایی خود را به اتمام رساند و در مدرسه سعادت بوشهر تحصیلات متوسطه را به پایان برد . تحصیلات حوزوی را تا دوره سطح در نجف اشرف وقم گذراند و از دانشگاه تهران در رشته منقول و علوم قضایی و پرورشی و تربیتی لیسانس دریافت کرد و حتی در کنکور دکترای رشته فوق پذیرفته شد وی این واحد های درسی را گذراند اما به دلایلی از ادامه تحصیل تا پایان باز ماند . وی سالها مدرس دبیرستان های بوشهر بود تا اینکه در سال 1358 اولین حکومت اسلامی به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش استان بوشهر منصوب شد و سپس در دو دوره متوالی از طرف مردم بوشهر و گناوه به سمت نماینده مجلس شورای اسلامی انتخاب شد وی قبل از آن نیز از طرف مردم استان بو شهر به عنوان نماینده مجلس خبرگان قانونگذاری انتخاب شده بود . از سال 1372 به عنوان مسئول مرکز بوشهر شناسی به خدمات فرهنگی خود ادامه می دهد که در همین مدت خدمات فرهنگی بزرگی در تاریخ و ادب استان انجام داده است . از وی ده ها مقاله علمی ، تحقیقی و تاریخی در نشریات و کانون های علمی کشور به چاپ رسیده است . کتاب علماء و نویسندگان بوشهر بر پایه کتاب «الذریعه الی تصانیف الشیعه » آقا منتشر سا خته است . مقالات تاریخی او سند معتبر تاریخ نویسان در جنوب است .

نوشته شده در جمعه 24 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

زند گی و شعر سید محمدرضا هاشمی زاده از زبان خودش (قسمت اول)

 

سوال1:ضمن معرفی خودتان مختصری از بیو گرافی خودتان را بیان بفرمایید

 سید محمدرضا هاشمی زاده هستم ،متولد 1330 در خورموج-دبیر بازنشسته آموزش و پرورش خورموج-شاعر،نویسنده و پژوهشگر

 

سوال2 :در مورد فعا لیت های شعریتان در در طول سالهای زند گیتان بگوئید.

در سالهایی که در دبیرستان های خورموج و بوشهر تحصیل می کردم حدود سالهای 47-43 شعرهایی میگفتم اما فعالیت مستمر شعری را بعد از انقلاب شروع کردم و اساتید ی همچون ایرج اسدی ،محمد رضا نعمتی زاده در پیشرفت کار من موثر بوده اند .

 

سوال3:شما در چه قالب ها و مضامینی شعر می سرائید.

در تمام قالب های شعری غزل ،مثنوی ،دوبیتی ،رباعی وتضمیـن و....شعر سروده ام  و طبع آزمایی کرده ام  اما کارهایم در قا لب غزل را بیشتر می پسندم.

 

سوال4:د ر مورد آثار منتشر شده خودتان بفرمایید.

تا کئون شش کتاب از بنده منتشر شده است .1- در نگه به سال 1369(مجموعه شعر )2- از خاک تا افلا ک(مدایح و مراثی چهارد ه معصو م و شعر- انتشار در سال1380)  3- سوزو ساز(زندگی و شعر سید محمدرضا هاشمی زاده –انتشار در سال 1382)   4-ساحت سرخ اجابت (تاریخ زندگی – مبارزات و شهادت  شهدای روحانی استان بوشهر - انتشار در سال 1383) 5 – شقایق های ساحل(زندگی شهدای بوشهر)

6- شقا یقهای بیرم (شرح حال شهدای خورموج- انتشار در سال1383)

 کتاب از خاک تا افلاک    کتاب شقایقهای بیرم    کتاب سوز و ساز                   کتاب ساحت سرخ اجابت        کتاب درنگه

                            فصل انتظار            

         گل  رخسار  زيبايت ، بهاري  ميكند   ما   را

هوايت در عطش ،چون رود جاري ميكند مارا

بهارا  گوشه  چشمي كه  دركنج  قفس  حتي

همان  يك  شاخه  گل  هم ، قناري ميكند  ما را

به مصرت يوسف زهرا نديديم  و چرا عشقت

به كنعان همچو مجنون ، صحاري ميكند  ما را

چه داري اي گل نرگس به چشم آشناخيزت

كه   از   انديشه    پاييز  ،  عاري  ميكند  ما   را

خودم آرام ميگيرم ولي اين دل دل  عاشق

سرا  پا   شعله اي   از  بيقراري   ميكند   ما  را

يقين  دارم  كه   هرم   دستهاي   مهربان   تو

به  شبهاي  زمستان ، سخت ياري ميكند  ما را

عجب فصلي است فصل انتظار ديدن  رويت

كه حتي در زمستان هم ، بهاري ميكند ما  را

شاعر : سيد محمد رضا هاشمي زاده

زندگی و شعر سید محمد رضا هاشمی زاده (قسمت دوم) 

 

سوال5 : نظرتان در مورد شعر کلاسیک و نو چیست ؟

سالهاست که این تعبیر غلط در جوامع شعری وادبی رواج پیدا کرده است،براستی که کلاسیک و نو بودن شعربه قالب نیست چه بسا شعر سپید ونیمایی که نو و تازه نباشد و چه بسا غزلی که از حافظ می خوانیم بسیار تازه باشد.

بستگی دارد به محتوای شعر ،پس هرشعری که حرف وترکیبات تازه داشت آن شعر نو وتازه است حالا می خواهد مربوط به هر زمان باشد.

 

سوال6 : راجع به شعر دشتی چه نظری دارید ؟

شعرکلاسیک دشتی بالاترین جایگاه و مرتبه را در شعر استان بوشهر دارد . فایز،مفتون، محمدخان،شفیق،حامدی ها،کبگانی و ... نمونه هایی از این بزرگان هستند . شعر محلی دشتی نیز با چهره هایی چون سیدعلینقی دشتی،علی مرادی وسید اسماعیل بهزادی واحمدمنصوری جایگاه ویژه ای در ادبیات استان دارد در حال حاضر نیز شعر و ادبیات دشتی ،بخصوص شهر خورموج در علم و ادبیات استان از اهمیت خاصی برخوردار است

 

پایان

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 6 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

 

تـــــــــاریـخ دشتی

سرزمین دشتی که در قرون گذشته چند برابر بیشتر از امروز وسعت داشته از قدمت تاریخی و سابقه بالایی برخورداراست و سابقه تاریخی آن با تاریخ ریشهر و سیراف همزمان بوده است . در زمان ساسانیان دشتی منطقه ای آباد بوده است . در آثار مکتوب مورخانی از جمله حمدالله مستوفی و احمداقتداری از ماندستان  (نواحی کاکی) و حاشیه رود مند نام برده شده است . در زمان ساسانیان از الار یا همان (لاور ساحلی) و کبگان دشتی نام برده شده است . در زمان پیشرفت اسلام توسط عثمان بن ابی العاص ثقفی به جنوب ایران مردمش به اسلام گرویدند . در طول حکومت عباسیان تا صفویه و قاجار سرزمین دشتی جزو قلمرو آباد فارس بود . لطفعلی خان زند چند بار در زمان جنگ با آقامحمد خان از مردم دشتی نیروی کمکی گرفت . زمان قاجاریه را می توان اوج شکوفایی دشتی دانست . در زمان محمد جعفر خان حقایق نگار خور موجی و محمدخان دشتی وسعت قلمرو آنان از دالکی تا لنگه ادامه داشت . مدرسه ادب خورموج پس ازدبیرستان سعادت  قدیمی ترین مدرسه استان است . آثار قلعه دختر در کوه مند و بخصوص کلات حکایت از قدمت چند هزار ساله دشتی دارد .

 

جغــــــــرافـیای دشتی

شهرستان دشتی  با مساحت 5346 کیلومترمربع دومین شهرستان استان از نظر مساحت است . از شمال به تنگستان و از جنوب به دیرو جم و از مشرق به فیروز آباد فارس و از غرب به خلیج فارس و تنگستان محدود است . دشتی دارای سه منطقه آب وهوایی است . قسمت غربی رطوبتی و نمناک ،قسمت مرکزی گرم و خشک و نواحی کوهستانهای شرقی نسبتاً معتدل است . شهرستان دشتی یکی از مهمترین مناطق کشاورزی استان است . نواحی دشت و پلنگ ، لاور ساحلی ، سرمک ، کاردنه ، سوهو ، سنا و شنبه و باغبان از مهمترین مناطق کشاورزی آن است . مرتفع ترین کوه های آن بیرمی با ارتفاع 2000متر و کوه سیاه و دشت پلنگ در شرق و کوه مند در غرب است . رود مند طولانی ترین رود جنوب با طول 650 کیلومتر در ان جریان دارد. رود دشت پلنگ ، سنا ، باغبان و رود شرو از دیگر رودهای آن است . صنایع دستی آن بیشتر عبابافی ، گلیم ، قالی  ،گبه و حصیر بافی است . دامپروری در نواحی شرقی آن بسیار رواج دارد . مرکز شهرستان دشتی  شهر خورموج با 40هزار نفر جمعیت  و دارای سه بخش مرکزی – کاکی – و سنا و شنبه است . دهستانهای معروف آن عبارتند از : چاووشی ، درازی ، زایر عباسی ، چارک ، میانخره ، سرمک ، عربی ، محمد آباد ، وراوی ، کردوان و بادوله است . لاور ساحلی تنها راه ارتباط دشتی با خلیج فارس لست . مهمترین محصولات آن  بیشتر شامل : تنباکو ، خرما ، لیمو ، پیاز ، گوجه فرنگی  ، هندوانه و خربزه است . منابع عظیم نفت و گاز در شمال رود مند و منابع فراوان آب شیرین از دیگر خصوصیات کم نظیر این شهرستان علم و ادب پرور است .



 

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 6 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

 

سید علی نظامی

مرحوم سید علی نظامی فرزند سید نظام الدین اهل میانخره از قراء دشتی بود . او صرف و نحو را در محضر شیخ عبدالنبی کردوانی که از علمای بنام دشتی بود فرا گرفت . ایشان همدرس و از نزدیکان سید علینقی دشتی بوده است . زندگی را از راه کشاورزی می گذرانید و اهل زهد و ورع و تجهد بود و گوشه عزلت و انزوا را برگزید . دو بیتی ها یش  نغز و دلنشین بود . از درس و کتاب و مدرسه دیگر دل خوشی نداشت . او گاهی اوقات در شعر سید تخلص می نمود . چند دو بیتی از ایشان را در زیر می آوریم :

 

سحر صیاد دل افسانه می خواند

و هر دم دانه ی اشکی می افشاند

 

زهی طالع ،خوشا آن روز و اقبال

که مرغ وصل  سوی  دام  ما راند

 

***

بهار آمد زمرد گون  زمین شد

به هر گل بلبل مستی  مکین شد

 

به جز سید به دشت عشق  جانان

اسیر سنبل صحرای  چین    شد

 

***

به دل گفتم که ای    برگشته کوکب

مرو منزل مکن در زلف چون شب

 

زقرب  زلف و رخ ترسم  که گویم

سفر  نتوان قمر  د ر برج   عقرب

         شفیق

سید محمد طاهر شهریاری  (شفیق )

سید محمد طاهر شهریاری  متخلص به شفیق  فرزند سید شهریار به سال 1267 شمسی در روستای بحیری از توابع خورموج متولد شد . در آن زمان تحصیلات  ابتدایی  و مقدماتی عربی و ادبیات فارسی  را نزد علمای محلی فرا گرفت و از محضر عالم بزرگ سید علینقی دشتی میانخره ای بهره کامل برد ودر اکثر علوم حتی ریاضی مهارت کامل پیدا کرد . وی در سال 1300 بنا به درخواست هیئت وکلای دبیرستان سعادت بوشهر به آنجا رفت و به سمت دبیر ادبیات فارسی – عربی  و ریاضیات مشغول  انجام وظیفه شد . در سال 1309 به مدیریت دبیرستان سعادت منصوب شد . وی از طر ف وزارت معارف به علت پایگاه علمی به کسب مدال درجه اول علمی نائل گردید . ودر سال 1323 به علت گرفتاریهای شخصی و چشم درد مستمر به زادگاه خویش ( بحیری ) برگشت . شفیق 85 سال با مناعت طبع و خوشنامی زیست و در بهمن سال 1352 شمسی در روستای بحیری وفات یافت و در همانجا به خاک سپرده شد  . شعر ایشان بوسیله محقق ارجمند آقای عبدالمجید زنگویی در سال 1372 به چاپ رسید  . ایشان در غزل و قصیده استاد بود  هر چند رباعی و دوبیتی را نیز نیکو می سرود .

زسوز سینه گدازان چـو شمع سوزان باش

زهستیت اثــــــــــــری  تا بود فروزان باش

چــو غنچه خونجگر از عشق باش در پرده

ولی همیشه چو گل تاره روی و خندان باش

صبا به گلبن بـــــــاغ صفا به لطف بگوی

که دلنواز چمن بلبلی خـــــوش الحان باش

مکن دریغ غبار رهت زمـــــــــــردم چشم

ز مردمی همه با مردم اندر احسان بــــاش

نگار عهد شکن – پند خواجه بند بکـــــــــار

اگر رفیق شفیقی درست پیمان بـــــــــــــــاش

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده

 

 


 

سید محمد صادق نبوی

مرحوم سید محمد صادق نبوی فرزند سید علی در سال 1318 ه . ق . در روستای چاووشی متولد گردید . پدرش سید علی از افاضل و بزرگان منطقه بود و منزلش محل رفت و آمد عالم ،شاعر ، رییس ، کدخدا و تمامی اقشار از فقیر وغنی بود . همواره مستمندان و فقیران را دستگیری ، و ضعیفان را در همه حال یاری می نمود . سید در سن هفت سالگی به مکتبخانه رفته و قران و پاره ای از کتب فارسی  را می آموزد . در سن 13 سالگی به حوزه درسی میانخره رفته  ونزد حاج سید علینقی حسسینی دشتی صرف و نحو عربی را به نحو احسن فرا می گیرد و سپس به استخدام اداره فرهنگ در میآید وتا آخر عمر به فرهنگ و ادب منطقه خدمت می کند . ایشان سر انجام  در دهم آذر ماه سال 1369 چشم از این سرای فانی بسته و به دیار باقی می شتابد . لازم به ذکر است که نبوی در تمامی قالب های شعری طبع آزملیی کرده است .

جمــــــــال یوسف  و عشق زلیخا

چو با هم جفت شد ، شد فتنه بر پا

 

فـــکند آن فتنه یوسف را به زندان

زلیخا را به عــــــــــالم کرد رسوا

 

****

ای آنکه سراسیمه  روی  در  بازار

زنهار کــــــه عقل خویشتن را بازآر

 

بفروش کــلاغ   کور خود  ای فرزند

در خـــــــــانه بجای او یکی شهباز آر

 

 

 

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده



  


سید عبدالله علوی  ( رجایی )

سید عبدالله علوی فرزند سیدعلی و برادر سید محمد صادق نبوی است . محل تولدش روستای چاووشی بوده است . ایشان در شعر رجایی تخلص می کرد .او تحصیلات ابتدایی خود را در مکتبخانه شیخ علی بن شیخ محمود به پایان می رساند . و سپس از محضر حاج سید علینقی حسینی دشتی در میانخرعه کسب علم می نماید و بر صرف و نحو عربی تسلط کامل پیدا می کند . ایشان  زندگی را از رااه کشاورزی می گذرانید . البته لازم به ذکر است که او یکی از وعاظ و ذاکرین مصائب اهل بیت بود . بیشتر اشعار ایشان در قالب دوبیتی می باشد. گرچه در قصیده و غزل هم طبع آزمایی نموده است .

 

جوان بودم ندانستم بهایش

گلستان و بهار با صفایش

 

خزان پیری آمد ای رجایی

دریغا گم شدی نام و نشانش

 

****

 

مکن  با خوبرویان آشنـــــــــــایی

از ایشان برحذر باش ای رجـایی

 

که قول و عهدشان بی اعتبار است

نبینی عاقبت جـــــــــــــز بی وفایی

 

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده





مفتون بردخونی

سید بهمنیار حسینی فرزند علی اکبر متخلص به مفتون در سال 1276 ه . ش . متولد  گردید .  مفتون در بردخون دشتی زندگی می کرد . او شاعری بود همیشه عاشق چنانکه همین امر سوز و گداز شعرهایش را دو چندان کرده است . مرحوم مفتون در حوزه علمیه بردخون که یکی از مهم ترین حوزه های علمی و در سی می باشد کسب علم می نماید . او بیشتر در دو بیتی طبع آزمایی کرده است  گر چه  مثنوی لیلی و مجنونش بسیار زیبا می باشد ولی شهرتش بیشتر بخاطر دو بیتی هایش می باشد . ایشان غزل را نیکو می سرود ودر این زمینه شدیداَ تحت تأثیر حافظ بود که شاهد بر این مدعا دیوان ایشان معروف به هدیه العشاق است که بنده از نزدیک آن را ملاحظه نموده ام . او علاوه بر این صاحب کشکولی بنام حسینی است که نسخه ناقصی از آن موجود می باشد . او در قسمتی از این کشکول نسبت خود را به شاه فرج الله ملقب به امیر دیوان می رساند . نمونه هایی از دوبیتی های ایشان را در زیر اورده ام :

مــــــرا تا دیده برروی تو باز است

تنم چون شمع در سوز و گداز است

قدت کـــــــوتاه همچون عمر مفتون

ولی زلفت چو امیـــــــدم دراز است

******

پس از مــرگم تو با یاران دلخواه

گـــذر بر تربتم آرید نــــــــــا گاه

بگو بــــــــا آن رفیقان رفت مفتون

بــــــــــــــــه امید دراز عمر کوتاه

نویسنده ومحقق : سید محمد رضا هاشمی زاده

     

سیدمحمد رضوانی

 

سید محمد رضوانی (نیما) فرزند سیئ حسین رضوانی از جوانان اندیشمند که هم در شعر و ادب و هم در هنر موسیقی مهارت دارد . اشعار سپید و نیمایی ایشان در اکثر هفته نامه های استان و کجلات ادبیبه چاپ رسیده و به نظر کارشناسان از استحکام و محتوای بالایی برخوردار است . ایشان در حال حاضر در دانشگاه هنر تهران مشغول به تحصیل است .

شعر سپیدس از ایشان :

تو عادت داری

مثل پری چشمه کنار

گیسوان را شانه بریزی ...

من آسیمه ام

از بهانه های کوچک آغاز کنیم

از جوی اب ...

تو عادتت

مثل همان پری

که بر شاخه ای تنک

به خنده می شکفد

کوکوی دلم را جفت کنی

من پرنده پا در هوا که نبودم

زمین تو

هوایی ام کرد

 

 

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده


       سید فراز بهزادی

سید فراز بهزادی

 

فراز بهزادی فرزند سید ابراهیم بهزادی که همچون پدر و پدر بزرگ و عمویش از خانواده بزرگ علمی و ادبی خورموج محسوب می شود . وی از دانش بالایی در نقد و پژوهش ادبی برخوردار است . هر چند در تمام قالب های شعر مسلط است اما اکثر آثار ایشان به سبک سپید است . کتاب « بگو در ماه خاکم کنند » مجموعه ی اشعار سپید اوست که مورد تأیید و تمجید اهل شعر و ادب قرار گرفته است .

ناگهان تو نمردی

و مرگ تنها شد

گریه های ما

روی دست دریا ماند

 

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده          ابراهیم بهزادی

دکتر سید ابراهیم بهزادی

 

سید ابراهیم بهزادی فرزند سید علی اکبر از شعرای ارزشمندی است که علاوه بر حرفه شریف پزشکی در ادبیات هم تسلط بالایی دارد و اهل مطالعه و تحقیق می باشد اشعار وی به شیوه سپید و نیمایی است که در هفته نامه های استان منتشر شده است . خانواده بزرگ ایشان از طریق پدر و مادر از علما و شعرای بزرگ شهرستان بوده اند .

باور کنم ؟

که نام گلها را از یاد برده ام

نام تو را هم ؟

چه می شد اگر به من نمی گفتی

کجای این باغ پا نهم

که جای قدمهایت

له نشود

بی تو نمی توان صدایشان کنم

چه فرقی می کند باشند

سرخ یا سفید

 

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده



 


             سید اسماعیل بهزادی

 

سید اسماعیل بهزادی

 

سید اسماعیل بهزادی فرزند سید علی اکبر به سال 1328 شمسی در خورموج متولد شد . وی از دو جهت و دو نسب به خانواده های برجسته علمی تعلق دارد . پدر ایشان سید علی اکبر دانشمند و ادیب ارزشمند و متفکر وارسته ای است که هم اکنون در قید حیات نیستند . و جد مادری ایشان از میرزا محمود حامدی که از علمای نامی و شعرای بزرگ است می باشد . تحصیلات ابتدایی را در خورموج تمام کرد و تحصیلا تدبیرستانی خود را در دبیرستان اخوت بهمنی بوشهر به اتمام رساند و از دانشگاه اراک لیسانس ادبیات فارسی  دریافت کرد .این شاعر ارجمند از محضر چدر و جد بزرگوارش میرزامحمود حامدی و دایی های گرانقدرش میرزا محمد جواد و عبدالرسول حامدی بهره کافی برد . این شاعر ارجمند از بدو تأسیس دبیرستان در خورموج به تدریس ادبیات فارسی مشغول است .در سال 1370 نخستین مجموعه شعر ایشان بنام « آوای دشت  »که شامل اشعار نیمایی و سپید و غزل است منتشر گردید و آثار دیگر ایشان « دلت که آن همه دریا بود » و « نامت چه مستعار مانده است » در سال 1382 منشر شده است. و از جمله شاعرانی است که هم در شعر کلاسیک و هم شعر نو مهارت و تسلط کافی دارد .

یک ازغزل از ایشان :

تو از جوانه ی شاداب تازه تر هستی

تو ای پرستوی زیبا چه خوش خبر هستی

 

هوای د ل زنسیم نگاه تو خوشبوست

که بر مشام دلم عطر خوش گذر هستی

 

زلال من تو همان روح چشمه سارانی

که از طراوت آغوش ماه تر هستی

 

تو ذهن پنجره ای رو به باغ بهار

که سالنامه صد خاطره زبر هستی

 

شب از نگاه تو صدها ستاره می شکفد

تویی که بر تنشان پیک جامه در هستی

 

تویی تجسم روح بهار در همه جا

بهار من تو بمان کز بهار سر هستی

 

ایشان در شعر محلی نیز مهارت و تسلط کافی دارند و اولین نوار شعر محلی ایشان در بازار موجود است و دومین نوار شعر محلی ایشان هم اکنون اماده تکثیر است .

 

 

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده



 


 


لينک ثابت || نطرات [- 0-]

 

    

-]




نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 6 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

 

سید علی نظامی

مرحوم سید علی نظامی فرزند سید نظام الدین اهل میانخره از قراء دشتی بود . او صرف و نحو را در محضر شیخ عبدالنبی کردوانی که از علمای بنام دشتی بود فرا گرفت . ایشان همدرس و از نزدیکان سید علینقی دشتی بوده است . زندگی را از راه کشاورزی می گذرانید و اهل زهد و ورع و تجهد بود و گوشه عزلت و انزوا را برگزید . دو بیتی ها یش  نغز و دلنشین بود . از درس و کتاب و مدرسه دیگر دل خوشی نداشت . او گاهی اوقات در شعر سید تخلص می نمود . چند دو بیتی از ایشان را در زیر می آوریم :

 

سحر صیاد دل افسانه می خواند

و هر دم دانه ی اشکی می افشاند

 

زهی طالع ،خوشا آن روز و اقبال

که مرغ وصل  سوی  دام  ما راند

 

***

بهار آمد زمرد گون  زمین شد

به هر گل بلبل مستی  مکین شد

 

به جز سید به دشت عشق  جانان

اسیر سنبل صحرای  چین    شد

 

***

به دل گفتم که ای    برگشته کوکب

مرو منزل مکن در زلف چون شب

 

زقرب  زلف و رخ ترسم  که گویم

سفر  نتوان قمر  د ر برج   عقرب

 

نویسنده و محقق سید محمد رضا هاشمی زاده



نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

با سلام خدمت عزیزان

من عرض کردم اگر از سادات محترم خبری دارید به ایمیل اینجانب ارسال کنید تا خبر را در این وبلاگ انعکاس دهیم

نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر توسط سید حسن محمدی| |

سلام علیکم

بنده خیلی کوچکتر از آنم که از سادات محترم دشتی برای شما چیزی بنویسم

فقط شما را به چند وبلاگ که در قسمت بیوند آورده ام راهنمایی می کنم

امید است که قبول افتاده باشد

نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر توسط سید حسن محمدی| |


Design By : Night Skin